حسابداری بهای تمام شده (صنعتی) زیرمجموعه ای از حسابداری مدیریت در نظر گرفته می شود که به طور خاص بر هزینه های یک شرکت برای انجام تجارت تمرکز دارد. این به صراحت برای اهداف داخلی مورد استفاده قرار می گیرد و به تعیین چگونگی کاهش هزینه ها و افزایش حاشیه سود کمک می کند. شرکت ها ممکن است حسابداران هزینه را برای تعیین نحوه ساده سازی عملیات کلی استخدام کنند.
حسابداری بهای تمام شده به ویژه در محیط های تولیدی مفید است. مخارج مختلف، از جمله هزینههای ثابت و هزینههای متغیر، از جمله از منابعی مانند اجاره تجاری، هزینههای مواد و هزینههای نیروی کار را در نظر میگیرد. هدف این است که اطمینان حاصل شود که هزینه مورد نیاز برای تولید یک کالا (هزینه هر واحد) منطقی است. در غیر این صورت، صاحبان مشاغل می توانند در مورد چگونگی کاهش هزینه ها استراتژی داشته باشند.
انواع مختلفی از روش های حسابداری بهای تمام شده وجود دارد که هر کدام نقطه کانونی خاص خود را دارند. به عنوان مثال، حسابداری بهای تمام شده مبتنی بر فعالیت تمام فعالیت های مورد نیاز برای تولید کالاها یا خدمات یک شرکت را در نظر می گیرد، در حالی که حسابداری ناب بر حذف ضایعات تمرکز دارد.
در همین حال، حسابداری بهای تمام شده استاندارد، هزینه واقعی تولید کالاها را با کل هزینه هایی که از لحاظ نظری برای تولید آن کالاها لازم است، مقایسه می کند و حسابداری هزینه نهایی نوسانات بهای تمام شده تولید را محاسبه می کند.
در این مقاله از نرم افزار حسابداری شریک با ما همراه باشید تا با تعریف حسابداری صنعتی، وظایف حسابداران و مشاغل مرتبط با آن بیشتر آشنا شوید. نام لاتین حسابداری بهای تمام شده Cost Accounting است.
حسابداری صنعتی (حسابداری بهای تمام شده) چیست؟
حسابداری صنعتی شاخه ای از علم حسابداری است و وظیفه جمع آوری اطلاعات در مورد عناصر بهای تمام شده و همچنین محاسبه بهای تمام شده واقعی محصولات و خدمات را بر عهده دارد.
حسابداری صنعتی یکی از انواع شاخه های حسابداری است برای آشنایی بیشتر پیشنهاد میکنم مقاله انواع حسابداری در سال 1402 چیست؟ را مطالعه نمایید.
روش هایی را برای کاهش هزینه تولید با تجزیه و تحلیل گزارش ها و بررسی روش های تولید شرح می دهد. اگر مدیر یک مجتمع صنعتی به گزارشات دقیق و دقیق عناصر هزینه دسترسی نداشته باشد، در تصمیم گیری برای افزایش تولید یا تصمیم گیری های دیگر و نحوه تصمیم گیری با مشکل مواجه خواهد شد. این دانش می تواند به خوبی دیدگاه کلان بخش تولید را به تصویر بکشد.
حسابداری بهای تمام شده تولید شامل حوزه هایی است که بر عملیات تولید و ارزیابی موجودی تاثیر می گذارد. این فعالیت ها می توانند به طور قابل توجهی سود یک کسب و کار را افزایش دهند و همچنین آن را با استانداردهای حسابداری قابل اجرا مطابقت دهند. حسابدار بهای تمام شده در درجه اول مسئولیت فعالیت های حسابداری تولیدی را بر عهده دارد.
هدف از حسابداری بهای تمام شده
حسابداری بهای تمام شده در تولید نقشی محوری ایفا می کند، زیرا شامل نظارت دقیق بر هزینه های مرتبط با تولید یک کالای خاص است. از مخارج مواد خام گرفته تا کارمزد و هزینه های سربار، تمام جنبه های وقوع هزینه به دقت ثبت می شود.
با استفاده از تکنیکهای موجودی برای این هزینهها، کسبوکارها میتوانند حوزههایی را شناسایی کنند که میتوان هزینهها را کاهش داد، کارایی را بهبود بخشید و سودآوری را افزایش داد.
کاربرد حسابداری بهای تمام شده چیست؟
حسابداری بهای تمام شده برای محاسبه بهای تمام شده یک محصول یا خدمت به کار گرفته می شود و فقط مربوط به موسسات تولیدی نمی باشد بلکه موسسات غیرتولیدی شامل: ادارات دولتی، بیمارستان ها، دانشگاه ها، شرکتهای هواپیمایی و حمل و نقل، شرکتهای بیمه و عمده فروشی و غیره نیز می توانند از این نوع حسابداری برای بهای تمام شده خدمات ارائه شده و افزایش کارایی فعالیت خود استفاده کنند.
عناصر حسابداری بهای تمام شده
- مواد اولیه:
مواد اولیه عامل اصلی تولید کالا و محصول هستند که خود به دو بخش مواد مستقیم و مواد غیر مستقیم تقسیم میشود:
مواد مستقیم: بخش از انواع موادی هستند که مستقیما در ساخت محصول مورد استفاده قرار میگیرند، به عبارت دیگر آن قسمت از مواد مصرفی که ازکالای ساخته شده جدایی ناپذیر است مثلا مواد را می توان به مواد خام، مانند پنبه برای لباس یا پلاستیک برای قاب گوشی تقسیم کرد.
مواد غیر مستقیم: مواد غیرمستقیم موادی هستند که ماهیت کالای تولید شده مستقیما به آنها وابسته نیست، اما استفاده از آنها در ساخت محصول الزامی است. مانند مصرف شیر، شکر و یا سایر افزودنی های دیگر در تولید کیک.
- دستمزد
حقوق و دستمزد به زبان ساده تر مبلغی است که در هنگام تولید و ساخت جهت تبدیل مواد به کالا به کارگران پرداخت میشود که خود شامل دوبخش میباشد:
دستمزد مستقیم: دستمزدی هست که به آن بخش از نیروی انسانی تعلق میگیرد که مستقیماً در ساخت محصول نقش دارند. تولید کالا یا ارائه خدمات بدون دخالت مستقیم این بخش از نیروی انسانی امکان پذیر نیست. مثلا درکارخانه تولید کیک، دستمزد کارگرانی که مستقیما در فرایند ساخت دخالت دارند به عنوان دستمزد مستقیم محسوب می شود.
دستمزد غیر مستقیم: دستمزد پرداخت شده به گروهی از نیروی کار که مستقیما در تولید کالا یا خدمات نقش ندارند، دستمزد غیرمستقیم میباشد. مانند دستمزد نیروهای خدمات یا نگهبانی که به طور غیرمستقیم در تولید کالا یا خدمات نقش دارند.
- سایر هزینه ها یا سربار
در چرخه تولید هزینههایی ایجاد میشود که نمی توان آنها را بطور مستقیم و مشخص به بخشی از تولید یا محصول خاص اختصاص داد درحسابداری این گروه از هزینهها را با عنوان سربار ساخت شناسایی میکنند که بدون توجه و ارتباط به عدم فروش یا فروش کم و زیاد، این هزینهها بطور دائم اتفاق خواهند افتاد . مانند مواد غیرمستقیم، دستمزد غیرمستقیم، هزینه استهلاک ساختمان کارخانه، هزینه اجاره ساختمان کارخانه، هزینه تعمیرات و هزینههای استهلاک ماشین آلات، هزینه بیمه سهم کارفرما و راه اندازی تجهیزات، مانند ماشین آلات کارخانه. قبوض آب و برق کارخانه، آب و فاضلاب. مالیات بر حقوق و دستمزد و سهم بازنشستگی و مشابه آن
روش محاسبه ی بهای تمام شده
- هزینههای ثابت:
هزینههایی که با افزایش یا کاهش میزان تولید تا سطح معین، این هزینه ها تغییر نمیکنند و ثابت میمانند. مانند هزینه اجاره محل که در صورت افزایش تولید یا کاهش آن هزینه اجاره محل تغییری نمیکند.
- هزینههای متغیر:
هزینههایی که با افزایش یا کاهش میزان تولید این هزینهها افزایش یا کاهش مییابد. هرچه تولید افزایش یابد هزینه متغیر هم افزایش پیدا میکند و اگر تولید کاهش پیدا کند هزینه متغیر نیز کاهش مییابد. مانند مواد مستقیم، دستمزد مستقیم، سربار ساخت، هزینه توزیع و فروش، هزینه اداری و تشکیلاتی.
- هزینه مختلط:
هزینههایی که بخشی از آنها ثابت و بخشی از آنها متغیر میباشد. مانند مخارج آب و برق و سوخت و غیره.
- هزینههای نیمه ثابت:
هزینهای که تا مرحله معینی ثابت بوده و با افزایش تولید تا یک سطح این هزینهها به صورت پلکانی و متناوب افزایش مییابد مانند هزینه حقوق سرپرستی
- بهای اولیه:
عبارت است از هزینه هایی که بطور مستقیم در ساخت و تولید محصول مصرف میشوند که طبق رابطه زیر محاسبه میشود:
دستمزد مستقیم + مواد اولیه مصرفی = بهای اولیه
- هزینههای تبدیل
برای تعییر شکل مواد اولیه و تبدیل آن به محصولات ساخته شده، به نیروی کار و وسایل فیزیکی مانند ماشین آلات و غیره نیاز هست که استفاده از این عوامل مستلزم پرداخت دستمزد کارگران و صرف هزینههای سربار ساخت (هزینههای غیرمستقیم کارخانه) است. هزینه تبدیل نیز از رابطه زیر محاسبه میشود:
سربار ساخت+ دستمزد مستقیم = هزینه تبدیل
سربار ساخت + بهای اولیه = بهای تمام شده
هدف از حسابداری بهای تمام شده چیست؟
حسابداری بهای تمام شده به سازمان ها کمک می کند تا هزینه های مربوط به تولید یک محصول یا ارائه خدمات را ارزیابی کنند. در حالی که این فرآیند به سطح قابل توجهی از جزئیات و زمان نیاز دارد، بینش های استراتژیک به دست آمده آن را به یک تلاش ارزشمند برای اکثر سازمان ها تبدیل می کند.
از جمله زمینه هایی که حسابداری هزینه می تواند کمک کند:
بودجه بندی: حسابداری بهای تمام شده در قلب برنامه ریزی بودجه قرار دارد. با تجزیه و تحلیل هزینه های واقعی، یک سازمان می تواند با دقت بیشتری هزینه های ثابت و متغیر آتی را برآورد کرده و آنها را به خطوط تولید تخصیص دهد.
کارایی: هزینه های استاندارد بر اساس استفاده کارآمد از نیروی کار و مواد است. حسابداری بهای تمام شده به مدیران دیدی چشمگیر از اینکه هزینه های بودجه بندی شده چقدر با هزینه های واقعی مطابقت دارد (یا نه) می دهد.
سود: تغییرات کنترل نشده در هزینه ها می تواند سود را کاهش دهد یا از بین ببرد حتی اگر فروش قوی باشد. حسابداری بهای تمام شده مشخص می کند که چه زمانی و در کجا هزینه های تولید خاص از فروش بیشتر می شود و مدیران را قادر می سازد تا تنظیمات را انجام دهند.
نتیجه گیری:
حسابداری بهای تمام شده بینش های کلیدی را ارائه می دهد که به طور قابل توجهی بر تصمیمات استراتژیک و تاکتیکی شرکت تأثیر می گذارد. این یک قطب نمای حسابداری مدیریتی برای ردیابی، تجزیه و تحلیل و کنترل هزینه های کسب و کار است.

